بعضی از ماها، بعد اینکه از محتویات یه ظرف پلاستیکی استفاده می‌کنیم، خیلی راحت راهی سطل زباله‌ش می‌کنیم و شاید سرنوشتش برامون اهمیتی نداشته باشه، اما عزیزانی هستن که با تفکیک زباله و کارهایی از این دست علاوه بر اینکه به ماندگاری طبیعت کمک می‌کنن، باعث می‌شن این مواد به چرخه برگردن و تا حدی به اقتصاد کشور هم کمک بشه؛ یا در موارد خاص‌تر ممکنه در پروژه‌هایی مثل #هستمت شرکت کنن.

داستان ما، دربارهٔ عزیزی‌ه که بعد از دو سااال جمع‌آوری در بطری، ویلچری تحویل گرفته، و برای رسوندنش به دست نیازمند واقعی و تحقق خواسته‌ و نیت‌ش، به سایه اعتماد کرده.

از اون طرف هم، خانواده‌ای که فرزند ۱۱ ساله‌شون دچار فلج مغزی بوده و توان تهیهٔ ویلچر رو نداشتن، توسط یه خیریه در سایه ثبت شده بودن. خیّر داستان ما هم این بچه رو انتخاب می‌کنه تا ویلچری که نتیجهٔ دوسال زحمتش بوده، به اون برسه.
ویلچر روز شنبه تحویل داده شد و ما عمیقاً به اون خیّر غبطه خوردیم. فکرشو بکنید، اینکه دم عیدی آدم بتونه شادی بیاره تو زندگی کسی، کم چیزی نیستااا
سپاس از قلب مهربونتون

چند روز پیش یه مهمون کوچولو اومده بود دفتر سایه. اول همینجور ساکت و آروم نشسته بود و زیر چشمی نگاه می‌کرد، بعد شروع کرد به چرخوندن صندلیش، کمی بعد از صندلی پایین اومد و رفت سمت یکی از خانم‌های پشتیبانی، سرشو کج کرد و با نگاه کنجکاوانه‌ای پرسید: «دارید چیکار می‌کنید؟»
«یه خانمی می‌خواد چندتا لباس قشنگ اهدا کنه، دارم کمکش می‌کنم که بتونه اونارو توی سایت بذاره.»
دخترک یه چرخ زد و به سمت میز دیگه‌ای رفت: «به کی زنگ می‌زنید؟»
«دارم به یه مرکز خیریه زنگ می‌زنم عزیزم. یه پدربزرگ مهربون، گفته چندتا فرش برای دخترایی که می‌خوان عروسی کنن و نمی‌تونن فرش بخرن کنار گذاشته و ما می‌خوایم کمکش کنیم تا اون خانواده‌هارو‌ پیدا کنه.»
دخترک کمی پاهاشو خم کرد و از میز آویزون شد و گفت:«من خیلی عروسی دوست دارم.» و به سمت میز ‌همکارمون رفت که درحال تایید نیازها بود: «این نوشته‌ها که می‌خونید چی‌ن؟»
«اینا داستان آدماییه که به یه چیزی نیاز دارن، من باید بخونمشون و از درستیشون مطمئن بشم، بعضیا هم هستن که باید خیلی زود بهشون کمک بشه، که باید جلوی نیازشون ستاره بذارم و…»

همون لحظه پدر دخترک صداش کرد و رفتن. امروز این نقاشی از طرف دختر کوچولو به دستمون رسید و روزمون رو ساخت

نقاشی زمانی رو به تصویر می‌کشه که همکارامون از بامزگی دخترک به شعف اومده بودن و با دیدن نقاشی باز هم به شعف اومدن و سر اینکه کی نگهش داره دعوا شد :)) و نهایتاً قرار بر این شد که براش قابی پیدا کنیم و در دفتر سایه بمونه و هربار که نگاهش می‌کنیم، کلی انرژی بگیریم.

برنامۀ کاوشگر با حضور آقای حمایتکار از تیم سایه، با موضوع معرفی این پلتفرم، که 13/12/97 از شبکۀ رادیویی جوان پخش شد

سایه چیه؟ روال کمک در سایه به چه صورته؟ سایه از نظر مالی چطور تامین می‌شه؟ خیّرین می‌تونن بفهمن کمکشون به دست کی می‌رسه یا کجا مصرف می‌شه؟ وقف غیر کالایی در سایه به چه معناست؟

اگر این سوالات در ذهن شما هم هست، حتما این برنامه رو گوش بدید

قسمتهایی از برنامهٔ کاملا دخترونه با حضور خانمهایی از تیم سایه، که یازدهم اسفندماه از شبکه سه سیما پخش شد
برای تماشای کامل این قسمت، می‌تونید از این لینک‌ها استفاده کنید
بخش اول :

بخش دوم:

رویداد «یک چای یک تجربه» با سخنرانی خانم نفیسه حبیبی، مدیر #سایه در روز دوشنبه شش اسفند ماه برگزار شد.
این رویداد که در محل بنیاد خیریه راهبری آلاء برگزار می‌شه، فرصتی برای هم‌فکری، اشتراک تجربه‌ها، شناخت بیشتر و اطلاع از فعالیت‌های خیریه‌ها و سمن‌ها، و گپ و گفت صمیمانه مسئولانشونه.