هم‌سایه های عزیز سلام!
امیدواریم حالتون عااالی باشه!
اومدیم تا گزارش اجرای دو تا کمپین قشنگ و جذابی که داشتیم رو بهتون بدیم:

به یاری شما عزیزان، مبلغ 13،100،000 تومان برای فطریه جمع آوری شد و ما طبق قولمون، بااین مبلغ برنج تهیه کردیم و از اونجایی که دوست داشتیم بسته ها فقط شامل برنج نباشن، اجرای مرحله ی هشتم قربون صدقه رو هم با خرید این برنج ها هماهنگ کردیم تا بتونیم به خانواده های عزیز نیازمند هم گوشت برسونیم و هم برنج!

یکی از خیرین عزیزمون هم زحمت تهیه ی روغن و ماکارونی رو کشیدن و بسته ها همون شکلی که در تصاویر میبینین به دست خانواده ها رسیدن!

حجم اقلام در بسته ها با توجه به تعداد اعضای خانواده ها متفاوت در نظر گرفته شد.
ضمن اینکه برنج برای خانواده های محترم سادات جدا تهیه و همراه باقی اقلام، تقدیم شد.

سایه ی مهرتون مستدام

هم‌سایه هم بودن،
همان قدم بخشیدن به هموطنی است که از قدم برداشتن و ایستادن بازمانده است…
هم‌سایه هم بودن،
همان نگاه بخشیدن به کسی است که چشم هایش به روی دنیا و زیبایی هایش بسته شده است…
هم‌سایه هم بودن،
همان حس لبخندی است که به لبهای بی لبخند بخشیده می شود…
سایه،
بستری ست برای هدیه کردن این حس های خوب و حس های خوبِ دیگر به شما هم‌سایه های مهربان …
حس خوب سلامتی،
بهترین نعمت
و حس خوب سلامتی بخشیدن،
بهترین یادگاری…

و حالا…
سایه ها جمع شده اند که مهر و ماه ببخشند به قلبهای ناامید…
جمع شده اند تا رزق شوند بر زندگی های بی روزی،
سقف شوند بر خانه های بی سقف،
مامن شوند برای کودکان بی تکیه گاه،
ماهی گیری یاد بدهند به کسانی که بی گمان ماهی گیری کلید حل مشکلاتشان است،
عصا بشوند برای جثه های کم توان،
الفبای زندگی یاد بدهند به همه ی جویندگان زندگی
و هزاران هزار کار دیگری که تنها با سایه ی محبت شما می شود …
امان از این سایه های دوست داشتنی…
ir_sayeh's profile picture

ساعت ۱۲:۰۰ ظهر
امروز هوا آفتابیه و گرم!
خیابونها شلوغ‌‌‌‌‌‌‌‌‌…خاکستری و شاید کمی خسته…
و
جایی در میان این همه شلوغی
کودکی نشسته؛
تنها…شاید خاکستری!
و شاید کمی خسته…
از تکرارِ کلمات و زیبا سازی ادبی هم که بگذریم،
بهتر است فکر‌ کنیم شاید راهش را گم‌ کرده…
شاید دسته فالهایش را گم کرده…
یا نه، شاید تنها پولی که برای خرید نان داشت را گم کرده‌‌‌‌‌…..
چراغ سبز میشود،
شلوغی ها می ایستد و ماشین ها تند تند حرکت می‌کنند!
آفتاب انگار شدید تر میشود … اما کودک آفتاب را نمیفهمد انگار…
ساعت ۱۲:۳۰… یا تو کودک آن سوی خیابان را میبینی یا من! یاهردو باهم
چه فرقی میکند!؟
آفتاب بیشتر میشود
سایه های ما بزرگتر…
دستت را میگیرم و باهم میرویم که هم سایه باشیم
مهر باشیم
عشق باشیم
برای کودکی که فقط منتظر است و گرمای این آفتاب را نمیفهمد…♥️☀️

طرح آزاد سازی زندانیان جرائم غیر عمد در ماه مبارک رمضان

پیوند زدیم،

بین دلهایمان با کودکان،

بین فکرهایمان با پدرهای شرمنده،

هم سایه شدیم…

محبت کار خودش را کرد…

خنداندیم ؛

کمک کردیم؛

همدلی کردیم تا به اینجا رسیدیم!

اینجایی که چراغ ندارد؛

لبخند ندارد؛ ت

نها یک اتاق دارد…

اینجا فقط کسی ست که نگاه می‌کند…

چشمانش داستان دارند؛

روایتی از خواستن؛

از شوق؛

از آزادی …

دستش اما بسته است! آدمهای زیادی در این دنیا منتظرند..

اینبار گشتیم ببینیم چه کسی خسته تر از آن است که این واژه های شاعرانه را بفهمد؛

رک‌ نگاهمان می‌کند و می‌گوید اگر آن بیرون کسی را میشناسید که مهر دینش است و عاطفه مذهبش، بگویید کمکم کند..

ناخواسته اینجاهستم!

ماهم اینبار آمدیم رک بگوییم مثل خودش!

آن سوی اتاق های پُر نورمان؛ اتاق‌هاییست 4*3، کوچک و غم آلود!

اتاق کسانی که مجرم اند اما متهم نیستند؛

و جرمی ناخواسته این وسط برایشان بازی درمی آورد…

دیدیم خوب است این روزها به یادشان باشیم ؛

دل غم زده که کوچک و پیر و جوان ندارد ؛

تنها یک امید دارد :

امید به لطف؛

به مهر؛

به سایه…

به مناسبت ماه مبارک رمضان می‌خواهیم باهم کمک کنیم به کسانی که دست روزگار، آنها را راهی زندان کرده است.

شما هم میتوانید از طریق صفحه ی اصلی سایت سایه به نشانی:

sayeh.ir،

در بخشیدن این آزادی سهیم باشید…