ir_sayeh's profile picture

ساعت ۱۲:۰۰ ظهر
امروز هوا آفتابیه و گرم!
خیابونها شلوغ‌‌‌‌‌‌‌‌‌…خاکستری و شاید کمی خسته…
و
جایی در میان این همه شلوغی
کودکی نشسته؛
تنها…شاید خاکستری!
و شاید کمی خسته…
از تکرارِ کلمات و زیبا سازی ادبی هم که بگذریم،
بهتر است فکر‌ کنیم شاید راهش را گم‌ کرده…
شاید دسته فالهایش را گم کرده…
یا نه، شاید تنها پولی که برای خرید نان داشت را گم کرده‌‌‌‌‌…..
چراغ سبز میشود،
شلوغی ها می ایستد و ماشین ها تند تند حرکت می‌کنند!
آفتاب انگار شدید تر میشود … اما کودک آفتاب را نمیفهمد انگار…
ساعت ۱۲:۳۰… یا تو کودک آن سوی خیابان را میبینی یا من! یاهردو باهم
چه فرقی میکند!؟
آفتاب بیشتر میشود
سایه های ما بزرگتر…
دستت را میگیرم و باهم میرویم که هم سایه باشیم
مهر باشیم
عشق باشیم
برای کودکی که فقط منتظر است و گرمای این آفتاب را نمیفهمد…♥️☀️

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *